چرا هر سال عزاداريها تجديد شده و خاطره هاى كهنه زنده مى شود؟ بدون ترديد اگر در عزاداريها هيچ هدفى جز تجديد غم و اندوه و زنده شدن خاطره هاى كهنه نباشد، امر پسنديده اى نيست اما با توجه به اقسام عزادارى و اهداف و انگيزه هايى كه در پى دارد بويژه براى شهيدان كربلا عزا...
از ديد فقهاى شيعه جزع و نوحه سرايى به باطل و دروغ، پاره كردن گريبان و برخى اعمال ديگرى كه يادآورى مى شود مكروه است. مرحوم صاحب جواهر مى نويسد: «لاريب فى الجواز البكاء على الميت نصاً و فتوى الاخبار التى لا تقصر عن التواتر معنى من بكاء النبى (صلى الله عليه وآله) على ...
left direction
right direction

پاسخي ديگر به آیا برای زنان جایز است به زیارت قبور برون

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

   زيارت قبور

گرايش و علاقه انسان به ديگران با مرگ دوستان هم قطع نمی شود و لذای در مرگ آنان محزون شده و چه بسا در فراق و جدای آنان گريه کند _ چه اين که رسول خدا (ص) در مرگ فرزندش ، ابراهيم گريه نمود و در مقابل اعتراض ديگران فرمود : قلب انسان در فراق فرزند انسان می سوزد و اشک ها از چشمان جاری می شود ولی سخنی بر زبان جاری نمی کنم که رضايت خداوند در آن نباشد[1]و فاطمه زهراء بر سر قبر حمزه سيد الشهداء حاضر شده گريه می کرده است [2] _ و بعد از مرگ آنان اگر کسی به قبر شان بی احترامی و بی حرمتی کند ناراحت شده و عکس عمل نشان داده و جلو او را می گيرد زيرا اين عاطفه و علاق از فطرت انسان سرچشمه می گيرد که قابل تحول ، ديگرگونی و سلب از او نيست ، البته امکان دارد در اثر علل و عوامل بيرونی کم رنگ و حتی به طور موقت تعطيل شود ولی قابل سلب نيست .

يکی از احکامی که هماهنگ با فطرت انسان است ، استحباب زيارت اهل قبور مسلمانان است که برای زيارت آنان اجر و ثواب دينی و اخروی و فوائد فراوان دنيوي گفته شده است هم برای زيارت کننده آثار فروانی دارد و هم برای آن ميّت و زيارت شده .

در روايتی از رسول خدا (ص) نقل شده است ؛ هرکسی به زيارت اهل قبور رود و هنگامی وارد قبرستان شد ؛ ده مرتبه سوره مبارکه توحيد را بخواند و ثوابش را به ارواح اموات هديه کند خداوند به تعداد آن اموات برايش اجر و پاداش عنايت می کند [3].

در روايت ديگر می فرمايد : هرکسی وارد قبرستان شود و سوره مبارکه «يس» را بخواند عذاب از اهل قبور برداشته شده و به تعداد امواتی که در آن قبرستان دفن شده برای او حسنات می دهد[4] .

سيوطی در کتاب « شرح الصدور » بعد از ذکر اين روايات می گويد : اگرچه روايات ضعيف است ولی از مجموع اين ها استفاده می شود که برای زيارت اهل قبور اصلی در اسلام است و و اجماع حاصل شده است زيرا مسلمانان در تمام عصر ها و شهر ها بر مزار و قبور اموات شان اجتماع نموده و سوره ها و آياتی از قرآن برای آنان قرائت نموده و کسی منکر نشده است [5].

     انديشه قبيله ای يا حکم اسلام ؟

متأسفانه در بعضی از مناطق اسلامی عده ای هستند که رفتن زنان را به زيارت اهل قبور حرام و بدعت دانسته و آنان را از حضور به قبرستان و طلب مغفرت برای اموات شان منع می کنند و اين حکم را _ که از فکر و انديشه قبيله ای آنان ناشی می شود _ به اسلام و احکام نورانی آن نسبت می دهند .

گاهی دليل آن را چنين بيان می کند : مردگان چشم شان باز است و همه چيز را بدون پرده می بينند و لذا زنان اگر در قبرستان حاضر شوند به منزله کشف عورت برای آنان است و لذا زيارت اهل قبور برای آنان حرام است ! [6] .

اگر چنين باشد پس برای مردان هم رفتن به زيارت اهل قبور حرام است زيرا کشف عورت برای آنان هم جايز نيست بلکه برای آن ها هم حرام است. 

به اتفاق تمام مذاهب اسلامی رفتن مردان برای زيارت اهل قبور مستحب  و برای زنان رخصت است و اگر بعضی از مذاهب اسلامی ، فتوی به کراهت تنزهيه داده اند ؛ اين کراهت برای خود زيارت زنان نيست بلکه کراهت آن به خاطر احتمال مفاسدی ديگری است که امکان دارد بر بيرون رفتن آنان از خانه مترتب شود . انيک توجه خوانندگان را به فتاوی فقهای مذاهب اسلامی جلب می کنم .

      1- فقهای اماميه

به اجماع فقهای اماميه زيارت اهل قبور برای زنان حرام نيست بلکه خود زيارت به عنوان زيارت حتی مکروه هم نيست اگر کراهت دارد فقط به خاطر پيامده های است که بر برون رفتن آنان از خانه مترتب می شود .

محقق حلی (م 676ق) می نويسد : زيارت قبور مؤمنين برای مردان مستحب مؤکد است و برای زنان کراهت دارد و اين مذهب و فتوی اهل علم است زيرا رسول خدا (ص) فرموده : من در گذشته ( به خاطر مفاسدی ) شما را از زيارت قبور منع کرده بودم آگاه باشيد (که آن حکم نسخ شده ) پس زيارت کنيد چون زيارت قبور شما را به ياد مرگ می اندازد ...هرکسی کنار قبر برادر مؤمنش برود و دست خود را بر روی قبرش گذاشته هفت مرتبه سوره مبارکه« انا انزلنا » را بخواند خداوند او را از وحشت بزرگ روز قيامت امان می دهد .

اما برای زنان زيارت اهل قبور جايز و رخصت است زيرا يونس از امام صادق (ع) _ از آباء و اجدادش گرامش _ نقل نموده که حضرت فاطمه زهراء (س) هرهفته صبح های روز شبه به زيارت قبور شهدای احد می رفت و کنا قبر حمزه سيد الشهداء برای او طلب رحمت و مغفرت می نمود .

محدثين برادران اهل سنت از ابن ابی فليکه نقل نموده ، از عائشه سؤال کردم از کجا می آئی ؟ گفت از زيارت فبر برادرم عبد الرحمن می آيم ، گفتم : رسول خدا (ص) شما را از زيارت قبور منع نموده  ! گفت : آری ، پس از آن ما را امر فرموده به زيارت اهل قبور .

اما کراهت آن ( به خاطر خود زيارت نيست بلکه ) به خاطر اين است که ستر ، پوشش  و حفاظت برای آنان اولی و سزوار تر است از بيرون رفتن آنان [7].

بنا بر اين اصل زيارت آنان جايز و رخصت است و اگر با پوشش کامل انجام بگيرد کراهت هم نخواهد داشت و لذا نقل شده که حضرت زينب (س) هر وقت بر زيارت قبر رسول الله (ص) می رفت حضرت علی ، امام حسن و امام حسين (ع) او را در ميان می گرفته و شبانه با پوشش  کامل به زيارت می بردند .

لازم به تذکر است کراهت در اصطلاح فقهای شيعه بر دو قسم نيست _ بر خلاف اهل سنت که کراهت را تقسيم می کنند به تحريميه و تنزهيه _ بلکه کراهت در نزد فقهای اماميه به همان معنای کراهت تنزهيه است .

       2-فقهای حنفی

تمام فقهای حنفی بدون استثناء زيارت قبور را برای زن و مرد رخصت و مستحب می دانند .

1- سرخسی (م 473ق) _ بعد از نقل اختلاف در مورد زيارت زنان _ می نويسد : صحيح تر در نزد ما احناف رخصت و جواز زيارت ثابت است برای همه زنان  و مردان زيرا عائشه مرتب به زيارت قبر رسول الله (ص) و زيارت قبر برادرش عبد الرحمن می رفت حتی بر سر قبر برادرش اشعاری انشاد نموده و می خواند [8].

2- ابوبکر کاشانی (م 587ق)می نويسد هيچ اشکالی ندارد زيارت قبور و دعا نمودن برای اهل قبور از مؤمنين به خاطر گفتار رسول الله (ص) که من شما را در ابتداء ( به خاطر مفاسدی ) از زيارت قبور منع کرده بودم حالا برويد زيارت کنيد زيرا زيارت قبور شما را به ياد آخرت می اندازد و عمل امت اسلامی از عصر رسول الله تا امروز اين گونه بوده است [9].

3- ابن نجم مصری (م 970ق)هم _ بعد از نقل عبارت بدائع و نقل اختلاف در مورد زيارت زنان _ می نويسد : صحيح تر اين است که رخصت و جواز برای زن و مرد ثابت است و رسول خدا (ص) همه مسلمنان را نحوه سلام کردن به اموات را تعليم و آموزش می داده است [10].

4- بقيه علما و فقهای حنفی هم شبيه همين عبارات را ذکر نموده اند [11] و هيچ کدام از اين ها اصل زيارت را حرام و يا مکروه نمی دانند بلکه برای زن و مرد مسحب می دانند .

     3-فقهای حنبلی

فقهای حنبلی هم زيارت زنان را به خاطر خود زيارت نه تنها حرام نمی دانند بلکه مکروه هم نمی دانند تمام روايات و ادله که بر حرمت و يا کراهت گفته شده يه خاطر خود زيارت نيست بلکه به خاطر علل و عوامل خارج از آن است .

ابن قدامه (م 620ق) می نويسد : هيچ اشکالی در زيارت اهل قبور برای مردان وجود ندارد و هيچ اختلاف در بين اهل علم نيست ؛ اما در مورد زيارت زنان روايات مختلف و دو دسته روايت وارد شده است .

دسته اول ، دلالت می کند که زيارت زنان کراهت دارد زيرا ام عطيه می گويد : رسول خدا (ص) ما را از زيارت نهی نمود ولی بر ما حرام نکرد و از طرفی هم رسول خدا (ص) فرموده : خدا لعنت کند زنان زائر را و اين روايت اختصاص به زن ها دارد ؛ احتمال دارد که بعد از جواز صادر شده باشد و احتمالی اين که قبل از جواز صادر شده باشد هم است و اين نهی به صورت عمومی برای زن و مرد نسخ شده باشد ...پس حکم زيارت زنان بين حرمت و اباحه مردد است و حد اقل اين است بگويئيم : زيارت زنان مکروه است زيرا زنان صبر تحمل شان کم و ناله و فريادشان زياد است و با ديدن قبر مصايب شان تازه شده و امکان دارد منجر به کار ها و سخنانی شود که جايز نيست بر خلاف مرد که صبر و تحمل شان زياد است .

دسته دوم رواياتی است که دلالت می زيارت زنان مباح است و اشکالی ندارد زيرا حديث رسول الله (ص) (کنت نهيتکم عن زيارة القبور الا فزوروها ) عموم دارد و شامل زن و مرد می شود و اين روايت دلالت می کند پيش از آن تمام مسلمانان منع شده بود که با اين حديث نسخ شده پس زن و مرد داخل در عموم روايت جواز است .

دليل بر عموم نسخ روايتی است که از ابن ابی فليکه نقل شده است : او می گويد : ز عائشه ام المؤمنين سؤال کردم از کجا می آئی ؟ گفت از زيارت فبر برادرم عبد الرحمن می آيم ، گفتم : رسول خدا (ص) از زيارت قبور شما را منع نموده  ! گفت : آری ، پس از آن ما را امر فرموده به زيارت اهل قبور[12] .

اين روايت « لعن الله زوارات القبور » اولاً سندش اعتبار ندارد[13] ثانياً احتمال دارد که نسخ شده باشد زيرا عائشه می گويد : پيامبر اکرم بعد از نهی ما را امر نمود ؛ به فرض صحت سند و عدم نسخ به خاطر روايات جواز حمل می شود به مواردی که بر زيارت زنان مفاسدی مترتب باشد[14] با اين احتمالات نمی شود به اين روايت حتی برای کراهت هم استدلال کرد .

       4-فقهای مالکی

علما و فقهای مالکی هم زيارت زنان را به خاطر خود زيارت حرام نمی دانند بلکه بعضی از آنان زيارت زنان جوان را که احتمال فتنه باشد ممنوع می دانند .

1_ خطاب رعينی (م 954ق) _ پس از اين که استحباب زيارت قبور را بدون حد ذکر می کند _می نويسد : صاحب کتاب « المدخل » گفته : بر علما سزوار است که زنان را از زيارت قبور منع کنند اگرچه برای آنان در آن قبرستان امواتی باشد زيرا سنت حکم می کند بر عدم خروج آن ها . سپس می فرمايد : در مورد زيارت زنان سه قول وجود دارد : 1) زيارت زنان ممنوع است بنا بر آنچه که از شرع دانسته شده است که زنان در پوشش و حفاظ باشند بر عکس اين عصر که زنان از پوشش و حفاظ بيرون آمده است . 2) جواز مطلقاً (زيرا دليلی بر منع نداريم بلکه رواياتی که بر حث و تشويق زيارت قبور وارد شده بر استحباب عمومی دلالت می کند ) .3) فرق بين زن های پير که جايز است ولی زن های جوان که احتمال فتنه می رود جايز نيست .

بدان که اختلاف علما نسبت به زنان زمان گذشته است اما خروج زنان در اين عصر که ده ها فساد و فتنه در بيرون رفتن آنان از خانه مترتب است معاذ الله احدی از علما که مردانگی و غيرت دينی داشته باشند جايز بداند . 

سپس از ثعالبی همين قول سوم را نقل نموده و دليل منع آن را ترس از فتنه ذکر می کند و می فرمايد : ذکر احاديث اقتضاء می کند بر عموم ترغيب و تشويق زيارت اهل قبور . هرکسی قبر والدين خود را در هرجمعه زيارت کند مورد آمرزش الهی قرار گرفته و از ابرار و خوبان نوشته می شود [15].

بنا بر اين خود زيارت زنان منعی ندارد بلکه منع آن به خاطر مفاسد اين عصر و زمان است که بر بيرون رفتن آنان از خانه مترتب می شود و اگر احتمال و ترس فتنه نباشد اشکال ندارد بلکه با توجه به روايات اسحتباب زيارت که به صورت عموم و مطلق دستور می دهد برای زنان هم استحباب دارد زيرا حضرت به صورت عموم و بدون استثناء می فرمايد : هرکسی والدينش را در هرجمعه زيارت کند آمرزده شده و از ابرار نوشته می شود .       

بقيه فقهای مالکی هم به صورت مطلق و بدون تفصيل بر استحباب زيارت اهل قبور فتوی داده اند [16].  

  5-فقهای شافعی

فقهای شافعی هم زيارت زنان را به خاطر زيارت حرام نمی داند بلکه کراهت آن به خاطر مفاسدی است که بر بيرون رفتن آنان از خانه مترتب می شود .

1- عبد الکريم رافعی (م 623ق) می نويسد زيارت اهل قبور برای مردان مستحب اما برای زنان زيارت اهل قبور آيا کراهت دارد يا نه ؟ دو وجه است :

اول ) چون اکثر فقها غير از مردان را ذکر نکرده پس کراهت دارد به خاطر قلت صبر و ناله فرياد آنان روايت شده که حضرت رسول الله فرمود : خدا لعنت کند زنانی را که اهل قبور را زيارت می کند .

دوم ) کراهت ندارد همان گونه که روبانی در کتاب « البحر » گفته : در نزد من همين يعنی جواز صحيح تر است هنگامی که زنان از فتنه در امان باشد [17].

2-محيی الدين نووی (م 676ق) _ پس از ادعای اجماع بر استحباب زيارت اهل قبور برای مردان و نقل دوجه فوق برای زنان _ در رد قول ابو اسحاق ابرهيم بن يوسف شرازی صاحب کتاب «المهذب » که معتقد به عدم جواز زيارت زنان است می نويسد : استدلال به ظاهر روايت « لعن الله زوارات القبور » برای کراهت تحريميه در مذهب شافعی شاذ و نادر است آنچه که جمهور از علمای شافعی قطع پيدا نموده اند زيارت برای زنان کراهت تنزهيه دارد ...زيرا حضرت رسول (ص) بر زنی که سر قبر پسرش نشسته بود گريه می کرد گذشت فرمود : از خدا بترس و صبر کن اگر ممنوع بود حضرت او را منع می کرد و می فرمود : بلند شو از قبرستان بيرون برو که بر تو زيارت قبور حرام است [18].

از اين که حضرت به آن زن گفت از خدا بترس و صبر کن به خاطر گريه آن نبوده و حضرت نفرمود : گريه نکن ! زيرا گريه گاهی در اختيار انسان نيست و بدون اختيار اشک های انسان جاری می شود و لذا حاکم نقل نموده که فاطمه زهراء (س) سر قبر سيد الشهداء (ع) می رفته گريه می کرد [19] و خود حضرت در هگام مرگ فرزندش ابراهيم گريه نمود و در مقابل اعتراض ديگران فرمود : قلب انسان می سوزد و جشم گريان شده و اشک جاری می شود ولی سخنی بر زبان جاری نمی کنم که رضای خداوند نباشد [20]پس منع حضرت به خاطر مفاسدی بوده که بر گريه او مترتب می شده و يا سخنان بر زبان جاری می کرده که موجب خشم و غضب الهی بوده  .

3- ابن حجر عسقلانی (م 852ق) _ پس ذکر ضعف سند روايت «لعن الله زوارات القبور » _ می نويسد : از ادله که بر جواز زيارت زنان دلالت می کند دو روايتی است که مسلم و حاکم نقل نموده اند [21].

مسلم با ذکر سنند از عائشه نقل نموده ، از رسول الله (ص) سؤال کردم زمانی که اهل قبور را  زيارت کنم چه بگويم ؟ حضرت فرمود : بگو : « السلام علی اهل الديار من المؤمنين [22].

در اين روايت نه تنها حضرت ، عائشه را از زيارت منع نکرد بلکه نحوه زيارت اهل قبور را به او ياد داد اگر حرام بود در جواب عائشه می فرمود : زيارت اهل قبور برای شما حرام است .

حاکم با ذکر سند از حسين بن علی نقل نموده که فاطمه زهراء (س) هر جمعه به زيارت قبور شهدای احد _ مخصوصاً عموی پپدرش حمزه سيد شهداء _می رفت پس آن جا نماز می خواند و گريه می کرد [23].

اگر زيارت زنان حرام بود حضرت فاطمه (س) _ که از مصداق آيه تطهير و از هرگونه پليدی و معصيت پاک است _انجام نمی داد .

بقيه فقهای شافعی هم عين همين عبارات را با يک اختلاف جزئی ذکر نموده اند [24] .

     نتيجه نظرات فقهای مذاهب اسلامی

از مجموع استدلال فقهای مذاهب اسلامی معلوم می شود که اصل زيارت کردن زنان حرام حتی مکروه هم نيست زيرا عمده ادله کراهت را کم صبری ، گريه و بلند کردن صدای آنان ذکر نموده اند پس کراهت زيارت آنان به خاطر آن مفاسد ديگر است که امکان دارد برزيارت زنان مترتب و واقع شود و لذا آن روايتی ( کنت نهيتکم زيارة القبور الا فزوروها ) که مسلم نقل کرده مطلق و عمومی است حضرت به صورت عمومی فرمود : «فزوروها» يعنی هيچ فرقی بين زن و مرد نيست و فقط نبايد کلماتی بگويد که مورد خشم الهی شود يعنی اگر مردان هم سخنان هجر و...بگويد بر آنان حرام است .

دو روايت ديگر که مسلم در مورد ام المؤمنين ، عائشه نقل نموده و حاکم در مورد حضرت زهراء دختر رسول الله (ص) ذکر کرده اصلاً موردش زيارت زنان است . 

 بنابر اين دليل کسانی که مکروه می داند سه جيز است ، 1- اکثر فقهاء در باره زنان سکوت نموده و استحباب زيارت را برای آنان ذکر نکرده . 2- آن ها صبر شان کم است و با ديدن قبر بستگان شان ناله فرياد شان ممکن است بلند شود . 3- به خاطر لعن رسول الله (ص) .

هيچ يک از اين ادله اعتبار علمی ندارد زيرا عدم تعرض فقهای يک عصر دليل نمی شود که اسحتباب نداشته باشد ، اما دليل دوم هم اخص از مدعا است يعنی شامل زنانی که صبر دارد و ناله و فرياد نمی کند و هيچ مفسده ديگری بر زيارت آنان مترتب نباشد شامل نمی شود ؛ اما روايت هم از جهت سند اعتبار ندارد بلکه در سند شخصی است به نام ابا صالح ، غلام ام هانی که جمهور علما او را تضعيف نموده اند [25] به فرض صحت سند بواسطه روايت «فزوروها » نسخ شده است زيرا عائشه می گويد : حضرت ما را در ابتدا از زيارت قبور نهی کرده بود ولی بعد از آن امر فرمود [26] و به فرض صحت سند و عدم نسخ باز به خاطر وجود روايات ديگر بايد حمل شود در مورد فتنه و مفسده [27].

با توجه به اين که رفتن زنان برای زيارت اهل قبور مصلحت و مفسده ذاتی ندارد پس امکان دارد که بر اساس مفاسد و مصالح ديگر زيارت آنان متصف شود به احکام پنجگانه يعنی گاهی امکان دارد به خاطر مصلحت شديده رفتن آنان به زيارت اهل قبور واجب شود ؛ و گاهی به خاطر مصلحت غير شديده مستحب شود ؛ و گاهی به خاطر مفسده شديده حرام شود ؛ و يا به خاطر مفسده غير شديد مکروه باشد و گاهی هم نه مفسده داشته باشد و نه مصلحت مباح شود .

                                                    السلام علی من اتبع الهدی 



[1] حاکم ، المستدرک علی الصحيحين ج 4ص40 تحقيق دکتر مرعشلی ، دار المعرفة ، بيروت .

[2] المستدرک علی الصحيحين ج 1 ص 277.

[3] مبارکفور ، تحفة الاحوذی فی شرح الترمذی  ج 3 ص 275 دار الکتب العلميه ، بيروت 1410، حصفکی ، الدر المختار ج2ص265 دار الفکر ، بيروت 1514.

[4] تحفة الحوذی ج3 ص 275، ابن قدامه ، المغنی ج 2 ص425 تحقيق جماعت من العلماء دار الکتب العربی .

[5] تحفة الاحوذی ج 3ص274- 275.

[6] يکی از مولوی های شافعی مقيم بخش پارسيان (گاوبندی سابق ) از توابع شهرستان بندر لنگه ، چنين استدلال می کرد .

[7] محقق حلی ، المعتبر فی شرح المختصر ج1ص 339-340 تحقيق لجنة التحقيق باشراف الشيخ ناصر مکارم ، مدرسة الامام امير المؤمنين ، قم .

[8] المبسوط ج 24ص10 تحقيق جمع من الافاضل ، دار المعرفة ، بيروت 1406.

[9] بدائع الصنائع ج1ص320 المکتبة الحبيبية ، پاکستان .

[10] البحر الرائق ج2 ص 342 تحقيق شيخ ذکريا ، عميرات ، دار الکتب العلميه  1418 .

[11]ر.ک.ابن عابدين ، حاشيه رد المختار ج 2ص262-263 دار الفکر ، بيروت 1415، حصفکی ، الدر المختار ج 2 ص 262-265.

[12] ابن قدامه ، المغنی ج2 ص 424-431، همان ، الشرح الکبير ج2 ص 426-427 دار احياء الکتب .

[13] ابن حجر ، تخليص الجير ج5ص248 دار الفکر ، بيروت .

[14] ابن عابدين ، حاشيه رد المختار ج 2ص 262-263.

[15] مواهب الجليل ج3 ص 50-51.

[16] ر.ک.ابو البرکات ، الشرح الکبير ج 1ص422 دار الکتب العربی ، دسوقی ، حاشيه الدسوقی ج 1ص422 دار احياء التراث العربيه .

[17] رافعی ، فتح العزيز ج 5ص 246-249 دار الفکر ، بيروت .

[18] نووی ، المجموع فی شرح مهذب ج5ص309 دار الفکر ، بيروت ، همان ، روضة الطالبين ج1 ص 657 تحقيق عادل عبد الموجود ، دار الکتب العلميه ، بيروت .

[19] حاکم ، المستدرک علی الصحيحين ج 1 ص 277.

[20] المستدرک علی الصحيحين ج 4 ص40.

[21] ابن حجر ، تخليص الجير ج5ص248.

[22] صحيح مسلم ج 3 ص64 .

[23]المستدرک علی الصحيحين ج 1 ص 277 .

[24] ر.ک.مغنی المحتاج ج 1 ص 365 دار احياء التراث العربی 1377، ذکريا انصاری ، فتح الوهاب ج 1ص 176 دار الکتب العلميه ، بيروت 1418، موسی حجاوی ، الاقناع فی حل الفاظ ابی شجاع ج 1ص 192 دار المعرفة بيروت ، دمياطی ، اعانة الطالبين ج2ص 161 دار الفکر ، بيروت 1418و....

[25] ابن حجر ، تخليص الجير ج 5 ص 247.

[26] ابن قدامه ، المغنی ج2 ص 424-431، همان ، الشرح الکبير ج2 ص 426-427. .

[27] ابن عابدين ، حاشيه رد المختار ج 2ص 262-263، دمياطی ، اعانة الطالبين ج 2ص161.


صفحه ی کنونی: